مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
712
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ياد كرد غزوهء حنين پيامبر از مكه به سوى هوازن و ثقيف و طائف رفت و سركردهء ايشان مالك بن عوف بود . ايشان احابيش خود را گرد آورده بودند و انبوه شده بودند . اموال و زنان را براى حفظ شدن بيرون برده بودند . دريد بن الصمه را - كه پيرمردى بزرگ بود و فقط از راى او تبرك مىكردند - در ميان هودجى كوچك با خود بيرون برده بودند . چون به اوطاس رسيدند دريد گفت : چه جاى خوبى است براى رها كردن اسبان ! نه تپه ماهورهاى سنگناك دارد و نه دشت هموار بىنرمه ريك . و خواند : اى كاش در اينجا جوان بودم / و در آن راه مىرفتم و گردش مىكردم / و اسبى را با خود مىكشيدم / كه يال بلندى داشت كه گويى گوزنى است . پيامبر با دوازده هزار مرد كه ده هزار مرد از مهاجرين و انصار بودند و دو هزار از آزادگان مكه ( طلقاء مكّه ) بيرون آمد . گويند چون به بسيارى گروه خود نگريست گفت : ما هرگز از دستهاى اندك شكست نخواهيم خورد . چون به وادى حنين رسيدند آن مردم در شعاب و تنگهها و شكافهاى درهها پناه گرفته بودند و غلاف شمشيرهاشان را شكسته بودند . بر مسلمانان حملهاى سخت كردند ، همچون حملهء يك تنه . پس ايشان گريزان شدند بىآنكه يكى به ديگرى بنگرد . پيامبر فرياد مىزد كه : بياييد من پيامبر خدايم ! و به عباس - كه مردى بلند صدا بود - گفت : فرياد كن ! و او فرياد كرد كه : اى گروه انصار ! اى ياران سمره [ 1 ] ! پس مسلمانان بازگشتند و جنگ در گرفت و سخت شد . مشركين به هزيمت رفتند و به طائف گريختند و در شهر را بستند و كارهاى لازم از براى جنگ را در نظر گرفتند و فراهم كردند از قبيل دبابات و ضبرها و منجنيقها . مسلمانان را از اسيران هوازن شش هزار تن رسيد و از اموال و نعمتها چندان بود كه در شمار نمىآمد . عباس بن مرداس در اين باره گفته است : در جنگ حنين پيكار ما / عزت دين بود و در نزد خدا ذخيرهاى / در « اوطاس » نيزههاى خود را زديم / و خداى هر كه را بخواهد پيروزى و هدايت مىبخشد . پيامبر از حنين به طائف رفت و ايشان را مدت بيست و چند شب محاصره كرد و به منجنيق بست . سپس دستهاى از ياران او به زير دبّابهاى رفتند و آهن گداخته به سوى ايشان پرتاب كردند و آنجا را آتش زدند . پيامبر به ابو بكر گفت : « من در خواب ديدم كه يك كاسهء لبريز سرشير به من هديه
--> [ 1 ] سمره درختى است كه در زير آن بيعت رضوان گرفته شد ، حاشيهء ايام العرب ، ص 108 .